مجتبى ملكى اصفهانى
409
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
ديگر از جهتى اعمّ و از جهتى اخصّ باشد . مانند پرنده و سفيد كه از طرفى ، پرنده هم سياه است و هم سفيد و هم ساير رنگها ، و از طرفى سفيد ، عامتر از پرنده است زيرا شامل برف ، گچ ، كاغذ ، و غير از آن نيز مىشود . ولى برخى پرندگان نيز سفيدند . پس در عموم و خصوص من وجه ، دو مورد افتراق است و يك مورد اجتماع . غايت به عنوان « مفهوم » رجوع شود . غلبه غلبه در اصطلاح عبارت است از مشاركت اغلب افراد كلّى در يك صفت ، به گونهاى كه انسان گمان كند اين صفت از آثار طبيعت اين كلّى است و اين صفت ، علّت اتّصاف افراد به آن طبيعت است . ثمره غلبه چيست ؟ هرگاه شك كنيم كه آيا فردى از افراد كلّى داراى اين حكم يا صفت غالب هست يا نه ؟ حكم مىكنيم به وجود حكم يا صفت موجود در اغلب افراد ، براى اين فرد مشكوك . مثلا اگر ما ببينيم اكثر مردم آفريقا سياه پوست هستند ، به گونهاى كه گمان كنيم افريقايى بودن علّت سياهپوست بودن است ، و در مورد يك افريقايى شك كنيم كه آيا سياهپوست است يا سفيد پوست ؟ او را نيز به اغلب مردم كه سياه